السيد محمد حسين الطهراني
23
معاد شناسى (فارسى)
بطورى كه در اين سلسله و در اين روابط اسباب و حوادث ، اگر يك حلقهء آن از ميان برود عالم بكلّى خراب و معدوم ميگردد . اين وِجههء خَلقى است . امّا وِجههء الهى آن ، ربط كامل تمام اين سلسله و هر يك از حلقات اين سلسله به خداست ، كه فقط و فقط نور توحيد از تُتُق عالم غيب بر اين هياكل تابش نموده و اين كارخانهء عالم وجود را به گردش درآورده است ، و تمام اين سلسله مأمور به امر خدا و مطيع فرمان او هستند ، و مظاهر آيات جمال و جلال او . در قيامت اين جنبهء وجه اللهى مشاهَد و محسوس است و وجه خلقى باطل و سراب است . فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ . « 1 » « پس پاك و منزّه است آن كسى كه ملكوت و جان هر موجودى به دست اوست ، و بازگشت شما بسوى او خواهد بود » . علّت ظهور نور توحيد در قيامت مردم دنيا بواسطه انغمار در طبيعت و انس با اسباب و مسّببات از اين حقيقت غافل شدند . چون در قيامت روند در جائى كه اين طبيعت و اسباب و مسبّبات بدون اثر است ، مىفهمند كه حقيقت از چه قرار است كَانَ اللهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَىْءٌ خداست و چيزى با خدا نبوده است . و معلوم است كه افعالى كه به خدا نسبت داده مىشود براى ثبات است و هميشگى است ، در عالم الوهيّت ماضى و مضارع معنى
--> ( 1 ) آيه 83 ، از سورهء 36 : يس